عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

72

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

و اصمعى « 20 » گفته است : « ( السّيوف المأثورة ) [ : شمشيرهاى نشان دار ] آن شمشيرهايى است كه گفته مىشود كه شياطين براى سليمان بن داود ساخته‌اند . « 21 » » و بتحقيق عرب در اين باب سخن بسيار گفته ، از آن گونه كه گروهى از منحرفان از دين ، در ردّ آنچه قرآن ( در باب جنّ و شياطين ) آورده - به منظور تحريف حقايق با زبانهايشان ، و براى عيب‌جويى از « 22 » دين - به آن تمسّك جسته‌اند ، و وجود اين نوع از آفريدگان را در اين جهان انكار كرده‌اند « 23 » ، و اين سخن چه سخن شگفتى است ؛ با وجود اعتراف به اين كه شمارش انواع حيوانهايى كه جزئى از اين مخلوقاتند ، تحقّق نمىيابد ، و در آگاهى در نمىآيد ، پس چگونه عجز از شناخت چيزى دليل بر نفى آن مىشود ! با وجودى كه اظهارات همگان در اين باب بسيار ، و دروغ‌پردازيهاى عرب فراوان است ، و از آن دروغ‌هاست اين كه مىگويند : « ابو ليلى طهوى « 24 » غولى را به قتل رسانيد . » چنان كه دربارهء « تأبّط

--> ( 20 ) - او ابو سعيد عبد الملك بن قريب دانشمند علم لغت ، و نحو ، و علم غريب لغت و حديث ، و علم اخبار و سخنان نمكين است ، وى اهل بصره بود ، و در روزگار هارون الرشيد به بغداد آمد ، و سال 216 ه . وفات يافت ( نزهة الالبّاء ، ص 74 ) . ( 21 ) - نصّ كلام اصمعى در الحيوان ، ج 6 ، ص 187 چنين است : « و قال الاصمعى : السّيوف المأثورة هى التى يقال : إنّها من عمل الجنّ و الشياطين ، لسليمان بن داود - عليهما السّلام - . » ( 22 ) - اصل متن الجمان : « ليّا بألسنتهم و طعنا فى الدين » است ، و آن اقتباس از آيه 46 سورة النّساء است . - م . ( 23 ) - در الحيوان ، ج 2 ، ص 139 نقل شده است : « امّا دهريان ، شياطين و جن و فرشتگان و رؤيا و بازوبند ( دعا ) را منكرند ، و معتقدند كه كار ايشان جز با مشاركت و يارى اصحاب جهات كامل نمىشود . [ شايد مقصود از « اصحاب الجهات » موجودات مادى مستقر در جهات چهارگانه يا شش‌گانه است . - م . ] ( 24 ) - در سمط اللآلى ، ص 644 نقل شده است : « طهوى : جندل بن المثنّى الطّهوى ، از طايفه تميم ، شاعر رجزسراست . وى معاصر راعى بوده و با او مهاجات داشته است طهوى منسوب به طهيّه مادر بزرگ اوست . ( الأعلام زركلى ، ج 2 ، ص 137 ملاحظه شود ) شايد او همان ابو الغول طهوى است ( شرح ديوان الحماسة ، تأليف مرزوقى ، ج 1 ، حاشيه ص 22 ملاحظه شود ) .